چرا میل و شور زندگی باید آزاد شود؟

آزاد سازی میل به زندگی

بزرگترین مواجهه‌ی شخصیت وسواسی، مواجهه با نفس، آزاد کردن نفس (میل جنسی) در بدن خود و آزاد شدن میل به زندگی در اوست.
میل به زندگی، زندگی را جلا می‌دهد، و در نتیجه:

۱- دست و پاها گرم می‌شود.

۲- از زندگی لذت می‌برد.

۳- شور زندگی جهت می‌یابد.

۴- چهره باز و شاد می‌شود.

۵- آستانه‌ی تحمل بالا می‌رود.

۶- استعداد آزاد می‌شود.

۷- فکر آزاد می‌شود.

۸- انعطاف‌پذیری بالا می‌رود.

۹- افکار مزاحم شکسته می‌شود.

۱۰- عواطف، نوسان سالم دارند.

۱۱- ارتباط بین فردی افزایش پیدا می‌کند.

۱۲- انگیزه پیدا می‌کند.

۱۳- دوست دارد دوست پیدا کند. (صمیمیت ایجاد کند).

۱۴- مادر را یک جور دوست دارد پدرش را یک جور.

۱۵- هم‌جنس را یک جور، جنس مخالف را یک جور دیگر دوست دارد.

۱۶- عشق پیدا می‌کند. (می‌تواند کسی را دوست بدارد).

۱۷- تفریح را دوست دارد.

۱۸- برای خودش ارزش قائل است.

در اجتناب‌های وسواسی عینی دو نوع اجتناب وجود دارد:

۱- اجتناب فعال

فرد کاری انجام می‌دهد که از وقوع افکار وسواس برانگیز جلوگیری کند.

مثال:

کسی که افکار صدمه زدن به دیگران را دارد برای رهایی از این فکر تمام وسایل تیز و برنده و چاقوها را در یک جعبه گذاشته و جعبه را در کمد گذاشته و درب کمد را چندین قفل می‌زند. در واقع از دسترس بودن این وسایل اجتناب می‌کند، زیرا در صورت در دسترس بودن، افکار مزاحم و اضطراب‌آور هجوم می‌آورند.

پس کاری که انجام داده تا از وقوع افکار وسواسی جلوگیری کند، جمع کردن و مخفی کردن وسایل تیز و برنده است.

۲- اجتناب غیر فعال

فرد کاری را نباید انجام بدهد تا افکار وسواسی پدید نیایند.

مثال:

کسی که وسواس نجاست دارد، از رفتن به توالت عمومی اجتناب می‌کند. زیرا در صورت رفتن افکار هجوم می‌آورند که دستت خورد به دیوار نجس شدی، دستت را به شیر زدی نجس شدی، شاید کسی که قبل از تو بوده نجاست و پاکی را رعایت نکرده و… . برای اینکه این افکار مزاحم و اضطراب‌آور هجوم نیاورند، بهتر می‌بیند اصلاً به توالت عمومی نرود. پس کاری هست که نباید انجام بدهد و آن رفتن به توالت عمومی است.

رنج وسواسی

وسواسی، به شدّت از

کمبود عقل و زیادی منطق

کمبود میل و زیادی فکر(مزاحم)

کمبود ارزشمندی و زیادی حقارت

کمبود فهم و زیادی حماقت و وهم

کمبود ایمان و زیادی مذهب

کمبود حریم و زیادی چارچوب

کمبود خودافشایی و زیادی پنهان‌کاری

کمبود مواجهه و زیادی اجتناب

حبس وسوسه و شدت وسواس

کمبود بدی و زیادی خوبیِ دروغین

کمبود لذت و زیادی رنج

کمبود آرامش و زیادی آسایش

کمبود دوست داشتن و زیادی وابستگی

کمبود اعتماد به ‌نفس و زیادی احساس ناتوانی

کمبود عزت نفس و زیادی ذلت ناشی از وسواس

کمبود «خود» مهم و زیادی دیگران مهم

کمبود اختیار و زیادی اجبار

کمبود ایمان و زیادی اطمینان

کمبود یقین و زیادی شک

کمبود عمل و زیادی فکر و آرزو

کمبود امید و زیادی افسردگی

کمبود نشاط و زیادی تنبلی

کمبود خودآگاهی و زیادی خودفریبی

کمبود شِفا و زیادی دارو

کمبود درمانگر و زیادی داروگر

کمبود معالج و زیادی طبیب

کمبود تسلیم و زیادی فرار از واقعیت

کمبود فعالیت و زیادی انفعال

کمبود جان‌مایه‌های نفسانی و زیادی جان‌کاه‌های نفسانی

کمبود صبر در رویارویی با حقارت‌ها و زیادی جایگزین کردن عمل وسواسی به جای عمل واقعی (که بی‌تابی وسواسی محسوب می‌شود)

کمبود حیا و زیادی بی‌حیایی پنهان

کمبود شجاعت و زیادی ترس

کمبود خود واقعی و زیادی خود کاذب

کمبود عدل و زیادی ستم به خود

کمبود زنده‌دلی و زیادی مرده‌دلی

کمبود خوبی و بدی و زیادی بی‌عملی و نیستی

و…. رنج می‌برد.

فنون کار با فکر و دیالوگ

پس از اجرای عمل مواجهه و آشکار شدن افکار مزاحم وسواسی و پس از پذیرش مزاحم بودن فکر وسواسی، از طریق بهره‌گیری از فنون حذف افکار مزاحم، به حذف فکر مزاحم اقدام می‌نماییم.

دو تکنیک کار با فکر (یعنی چهل بار تکرار کردن فکر مزاحم) و دیالوگ (گفتگو و مکالمه با فکر مزاحم)، مؤثرترین فنون علمی و کاربردی برای حذف افکار مزاحم وسواسی هستند.

تمرین کشف اجتناب‌ها

برای کشف اجتناب‌ها، ساده‌ترین تمرین، شناخت و فهرست کردن ترس‌هاست. زیرا اساساً کار درباره‌ی هیجان، بیشتر و زودتر نتیجه می‌دهد تا با شناخت.

نحوه‌ی اجرای تمرین:

۱- کاغذی سفید بردارید و یک نقطه وسط آن کاغذ قرار دهید.

۲- این نقطه خودتان هستید، اسم خود را کنار آن بنویسید.

۳- ترس‌های خود را به طور ذهنی مرور کنید.

۴- به تعداد ترس‌هایی که دارید، دور این نقطه (خود) دایره بکشید.

۵- ترس‌هایتان را واضح کنید. یعنی در کنار هر دایره (ترس) یک فلش کشیده و سپس شکل ترس خود را بنویسید.

۶- سعی کنید تمام ترس‌هایتان را (چه کوچک و چه بزرگ) در اینجا بیاورید.

۷- اکنون ترس‌های خود را اولویت‌بندی کنید. یعنی آنها را بر حسب شدت و عمق واقعی یا کاذب بودن آنها طبقه‌بندی کنید و از بزرگ به کوچک بنویسید.

۸- در این مرحله، در کنار هر ترس، شکل اجتناب خود از آن ترس را بنویسید.

«به این ترتیب کلیه‌ی اجتناب‌های خود را خواهید شناخت.

انواع وسواس

بسته به شیوه‌ی زندگی فرد و محیطی که در آن است و عقاید جاری آن و نحوه‌ی شکل‌گیری حقارت در وجود فرد وسواسی، یکی از انواع وسواس در او شکل می‌گیرد که عبارتند از:

– وسواس نجاست که با شستشو همراه است.

– وسواس آلودگی که با شستشو و ضدعفونی کردن همراه است.

– وسواس وارسی که با وارسی کردن و کنترل همراه است.

– وسواس تقارن که با متقارن کردن محیط همراه است.

– وسواس شمارش که با شمردن در حین عمل اجباری یا اجتنابی همراه است.

وسواس

۱- وسواس، برای فرار از مواجه شدن فرد با حقارت و کوچکی خود، ساخته می‌شود. یک عمل وهمی است که در آن فرد با مشغول ساختن خود به یک موضوع وهمی، خود را از در معرض قرار گرفتن موضوعات واقعی، عایق می‌کند.

۲- در وسواس، به اندازه‌ای که یک فکر در ذهنت تکرار می‌شود، عمل وسواسی تکرار می‌گردد. مثلاً زنی، تحقیری که از سوی مادرشوهرش شده است را به یاد آورده، بد حال شده و مضطرب می‌گردد، چرا که نمی‌تواند جواب وی را حتی در ذهنش بدهد. مدام فکر تکرار شده و وی ناتوان از پاسخگویی است. آنقدر می‌شویَد تا رنج فکر مزاحم کامل شده و به درماندگی برسد.

وسواس

وسواس، وسیله‌ای شد تا کسانی که در هوس نیستند اما از خدا هم نترسیده‌اند اینگونه در سیاهی فرو روند. هوسران رها شده توسط خدا و گرفته شده توسط شیطان و وسواسی رها شده حتی توسط شیطان است. هوس ناتوانی اجرا شده و وسواس وسوسه‌ی ناتوان شده در اجراست. شاید این سؤال پیش بیاید که یک وسواسی تمام عمر تلاش می‌کند که از هوس دور باشد و پاک بماند، اما چرا برای شناخت وسواس او باید در مقایسه با یک هوسران بررسی شود؟! شناسایی وسواس در کنار هوس یک نقطه‌ی مشترک دارد و آن نفسی است که در مسیر و زیرمجموعه‌ی روح الهی خرج نشده است، یعنی در مسیر میل به زندگی جاری نیست. یک فرد وسواسی، با جان‌کاه وسوسه، که خود از حقارت و ناتوانی و میل به گناه، جان می‌گیرد، هم از هوس دور است هم از خرج نفس در مسیر میل به زندگی و همچون مسخ شده‌ای است که توانایی رفتن به هیچ سویی را ندارد. از بیرون در محاصره‌ی ترس‌های غیر الهی و از درون در محاصره‌ی تمایلات وسوسه‌ای می‌باشد.

به همین علت است که درمان و در اَمانی از وسواس، نیرویی الهی را می‌طلبد و نیز درمانگری الهی. چرا که اگر درمانگر الهی نباشد، با اطمینان‌های واهی او را از ترس بیرونی مطمئن کرده اما به ترس از الله نمی‌رساند و از طرفی حتی درون وسوسه‌ای درمانجوی خود را شناسایی نکرده و او را در منجلاب بی‌ترسی وهمی از بیرون و وسوسه از درون رها خواهد کرد و او از وسواس خارج نشده و به بدتر از آن گرفتار خواهد شد.
درمان و درمانگری جز در حوزه‌ی الهی وسوسه را به میل به زندگی نخواهد رساند و ترس غیر الهی بیرونی را به ترس از الله نمی‌رساند. حال انتخاب کنید راه را!!!!

درمان نفس بیمار

– هر هوسی با وسواس همراه است.

– هر وسواسی با هوس همراه می‌باشد.

– اگر قوای نفسانی از حالت تعادل خارج شوند، فرد یا در وسواس می‌افتد یا در هوس.

– وسواس، تفریط نفس است و هوس، افراط در نفس.

– وسواس، سرکوب نفس است و هوس، تخلیه‌ی پر فشار و انفجاری نفس.

– تنها زمانی که قوای نفس در حالت تعادل باشند، فرد در حوزه‌ی میل به زندگی است و در عدل است، وگرنه در ستم می‌باشد، ستم به خود و ستم به دیگران.

– هر جا که نفس را از جاری شدن در حوزه‌ی میل بازداری، در آن قسمت دچار وسواس شده‌ای، لذا نیروی نفس پشت این وسواس جمع شده و به وسیله‌ی فشار تولید شده، از قسمت دیگری به صورت پر فشار و انفجاری خارج می‌گردد که هوس می‌باشد. لذا با نفس باید مدارا کرد، نه آن را رها گذاشت، نه آن را سرکوب کرد.