چهار نهی از بشر ساقط شده وسواسی تا زمانی که وسواس دارد

۱. هیچ وسواسی حق ندارد مشاغل دارای مسئولیت و تصمیم‌گیری را تصاحب کند.
همه وسواسی‌ها باید از موقعیت و منصب مهم عزل شوند همانگونه که این بلا بر سر وسوسه‌ای‌ها می‌آید.
۲. هیچ مادر وسواسی قبل از درمان حق بارداری ندارد زیرا فرد بیماری را به جمع بیماران جامعه خواهد افزود.
۳. باید از شخصیت‌های وسواسی در مسیر استعداد و تلاش پایان‌ ناپذیرشان استفاده کرد. آنها حق تصمیم‌گیری ندارند حتی اگر دانشمند یا نخبه باشند. آنها تنها باید نظریه پرداز باشند نه تصمیم‌گیرنده.
۴. هر سیاستمدار وسواسی باید از موقعیت قدرت به زیر کشیده شود. وسواسی از وسوسه‌ای در تصمیم‌گیری خطرناک‌تر است.

چهار گیر در شخصیت فرد وسواسی که انسان نیست

۱. تعلل
۲. تردید
۳. تأمّل
۴. تأخیر
این ویژگی‌های ضعیف کننده از تأمل ساده شروع، تا تردید ذهنی شخصیت وسواسی تداوم و تا تعلل ذهنی – زندگی و تأخیر عملی وسواسی ادامه دارد.
هرچه به سمت تأخیر می‌رویم انسانیت انسان کاملاً رنگ می‌بازد. باید مراقب بود که انسانیت انسان که هدیه اللّه است با خطر فوق تخریب نشود.

اشکال حقارت و ذلت بشر وسواسی

۱. حقارت وهمی
۲. حقارت کارکردی
۳. حقارت ساختاری
۴. حقارت عمل اجباری

* در حالت اول فرد وسواسی به طور غیر واقعی احساس کوچکی می‌کند.

* در حالت دوم ناشی از عمل وسواسی نزد مردم کوچک می‌شوند.

* در حالت سوم فرد عمیقا به حقارت وجودی خود پی می‌برد.

* در حالت چهارم فرد چون ناتوان از قطع عمل اجباری است، ذلت را حس می‌کند.

عوامل چهار گانه در وسواس

۱. عوامل زمینه‌ساز (ارث، یادگیری، محیط، ترس، تربیت معیوب، حقارت القا شده و…)

۲. عوامل آشکارساز (استرس، جدایی، فقدان، مهاجرت، سربازی، کنکور، ازدواج و…)

۳. عوامل تداوم‌بخش(والدین وسواسی، تأیید و تشویق دیگران، نفع ثانوی و…)

۴. عوامل تکمیل‌کننده(شکل گیری O.C.D.P ، افسردگی، کارساز بودن وسواس، استفاده از دارو، توجه بیش از حد و…)

رابطه‌ی وسواسی(نه انسان و نه بشر ) با اصول دین الهی

۱. وسواسی خدا را به وحدانیت قبول ندارد و مشرک است.

۲. وسواسی به خاطر این که ارتباط با پدر را قبول ندارد به همین جهت ولایت(نبوت و امامت) را قبول ندارد و در ولایت شیطان است.
۳. وسواسی خدا را عادل نمی‌داند.

۴. وسواسی را باید با معاد مواجهه داد تا متوجه شود خدا واحد است.

والدین سلطه گر و وسواس

یکی از رایج‌ترین سبک‌های روان‌رنجور که از سلطه والدین ناشی می‌شود، سبک‌های وسواسی است. عیب‌جویی دایمی والدین سلطه‌گر، می‌تواند به عقده حقارتی منجر شود که طی آن، فرد وسواسی احساس می‌کند از حل کردن مشکلات زندگی عاجز است. افراد وسواسی چون می‌ترسند در نهایت نتوانند از عهده تکالیف زندگی بر آیند، با تردید به سوی آینده پیش می‌روند. آنها وقتی احساس می‌کنند نمی‌توانند آینده خود را تحت کنترل درآورند، دچار تردید می‌شوند و دودلی و تزلزل به خود راه می‌دهند. آنها برای جلوگیری از پیشروی هولناک زمان، شاید به تشریفات نیز متوسل شوند. تشریفات، علاوه بر اینکه با تکرار مداوم یک عمل، احساس بی‌زمانی به فرد می‌دهد، در عین حال، حفاظی در برابر از دست دادن عزت نفس بیشتر است. شخص وسواسی همیشه می‌تواند بگوید: “اگر وسواسی نبودم، خیلی کارها می‌توانستم انجام دهم.”