جملات افراد درباره تأثیر مرگ آگاهی بر درمان خود

– همیشه در نگرانی و اضطراب بودم که مبادا یکی از عزیزانم فوت کند، و افکار وسواسی من در این حوزه بسیار بود، وقتی به مرگ‌آگاهی رفتم، مرگ عزیزانم را که احساس کردم، اضطراب و ترس زیادی را تحمل کردم، بعد از مدتی، واقعا مرگ را پذیرفتم و تسلیم شدم و از مرگ عزیزانم نترسیدم و فهمیدم که مرگ دست من نیست که بتوانم جلوی آن را بگیرم یا آن را کنترل کنم، پس بهتر است از زندگی‌ام لذت ببرم.

– افکار وسواسی من به اندازه سرسوزنی در مقابل مرگ ارزش ندارد، با دیدن مرگ فهمیدم که افکار پوچ و بیهوده‌ای دارم .

– همیشه به خدا خشم داشتم و این خشم، باعث دور شدن من از خدا بود. مرگ آگاهی خشم من نسبت به خدا را تخلیه کرد و جای آن، عشق به خدا را هدیه داد.

– با دیدن مرگ این جمله را به خود گفتم:
” می‌خواهم درست زندگی کنم بدون وسواس“ و همین جرقه‌ای شد که اعمال وسواسی‌ام را کنار گذاشتم.

– مرگ را دیدم بدنم لرزید و فهمیدم چقدر اعمال وسواسی‌ام پوچ و بیهوده هستند و چقدر من به خاطر وسواس، گناهکارم، که عمرم را صرف وسواس کرده و از اعمال درست و واقعی جامانده‌ام. از همان لحظه بود که دیگر سراغ وسواس نرفتم.