رنج وسواسی

وسواسی، به شدّت از

کمبود عقل و زیادی منطق

کمبود میل و زیادی فکر(مزاحم)

کمبود ارزشمندی و زیادی حقارت

کمبود فهم و زیادی حماقت و وهم

کمبود ایمان و زیادی مذهب

کمبود حریم و زیادی چارچوب

کمبود خودافشایی و زیادی پنهان‌کاری

کمبود مواجهه و زیادی اجتناب

حبس وسوسه و شدت وسواس

کمبود بدی و زیادی خوبیِ دروغین

کمبود لذت و زیادی رنج

کمبود آرامش و زیادی آسایش

کمبود دوست داشتن و زیادی وابستگی

کمبود اعتماد به ‌نفس و زیادی احساس ناتوانی

کمبود عزت نفس و زیادی ذلت ناشی از وسواس

کمبود «خود» مهم و زیادی دیگران مهم

کمبود اختیار و زیادی اجبار

کمبود ایمان و زیادی اطمینان

کمبود یقین و زیادی شک

کمبود عمل و زیادی فکر و آرزو

کمبود امید و زیادی افسردگی

کمبود نشاط و زیادی تنبلی

کمبود خودآگاهی و زیادی خودفریبی

کمبود شِفا و زیادی دارو

کمبود درمانگر و زیادی داروگر

کمبود معالج و زیادی طبیب

کمبود تسلیم و زیادی فرار از واقعیت

کمبود فعالیت و زیادی انفعال

کمبود جان‌مایه‌های نفسانی و زیادی جان‌کاه‌های نفسانی

کمبود صبر در رویارویی با حقارت‌ها و زیادی جایگزین کردن عمل وسواسی به جای عمل واقعی (که بی‌تابی وسواسی محسوب می‌شود)

کمبود حیا و زیادی بی‌حیایی پنهان

کمبود شجاعت و زیادی ترس

کمبود خود واقعی و زیادی خود کاذب

کمبود عدل و زیادی ستم به خود

کمبود زنده‌دلی و زیادی مرده‌دلی

کمبود خوبی و بدی و زیادی بی‌عملی و نیستی

و…. رنج می‌برد.

مرگ‌آگاهی

حقارت، متوقف و ناامید کننده است. جامعه‌ای که حقارت را پذیرفته باشد، نمی‌تواند مرگ‌آگاهی را ترویج دهد. چرا که مرگ‌آگاهی توانایی می‌خواهد. در چنین جامعه‌ای، افراد به جای اینکه در معرض مرگ قرار بگیرند، در معرض مراسم‌های مربوط به مرگ هستند و اینگونه نمی‌شود مرگ ‌آگاه شد. در نتیجه جامعه، ضرورت‌هایش شناسایی نمی‌شوند و باز بیشتر و بیشتر یا سرکوب می‌شود یا در هوس غرق. وقتی خودمان را در معرض مرگ و یاد آن قرار نمی‌ده‍یم، نمی‌خواهیم در معرض اثر شِفایی الله باشیم.

ذلت و حقارت وسواسی و سایر بشرها

چهار موضوع برای ذلت و حقارت در وسواسی‌ها و سایر انسانها وجود دارد:
۱. مربوط به افکار–> ذلت وسواس: احساس ناتوانی در برابر نشانگان وسواس.
۲. مربوط به طرحواره–> حقارت وهمی: احساس حقارت در برابر موضوع بیرونی.
۳. مربوط به هویت جنسی–> حقارت کارکردی: احساس حقارت و ناتوانی در برابر جنس مکمل.
۴. مربوط به هویت–> حقارت ساختاری: احساس حقارت در برابر جنس موافق.

اشکال حقارت و ذلت بشر وسواسی

۱. حقارت وهمی
۲. حقارت کارکردی
۳. حقارت ساختاری
۴. حقارت عمل اجباری

* در حالت اول فرد وسواسی به طور غیر واقعی احساس کوچکی می‌کند.

* در حالت دوم ناشی از عمل وسواسی نزد مردم کوچک می‌شوند.

* در حالت سوم فرد عمیقا به حقارت وجودی خود پی می‌برد.

* در حالت چهارم فرد چون ناتوان از قطع عمل اجباری است، ذلت را حس می‌کند.

والدین سلطه گر و وسواس

یکی از رایج‌ترین سبک‌های روان‌رنجور که از سلطه والدین ناشی می‌شود، سبک‌های وسواسی است. عیب‌جویی دایمی والدین سلطه‌گر، می‌تواند به عقده حقارتی منجر شود که طی آن، فرد وسواسی احساس می‌کند از حل کردن مشکلات زندگی عاجز است. افراد وسواسی چون می‌ترسند در نهایت نتوانند از عهده تکالیف زندگی بر آیند، با تردید به سوی آینده پیش می‌روند. آنها وقتی احساس می‌کنند نمی‌توانند آینده خود را تحت کنترل درآورند، دچار تردید می‌شوند و دودلی و تزلزل به خود راه می‌دهند. آنها برای جلوگیری از پیشروی هولناک زمان، شاید به تشریفات نیز متوسل شوند. تشریفات، علاوه بر اینکه با تکرار مداوم یک عمل، احساس بی‌زمانی به فرد می‌دهد، در عین حال، حفاظی در برابر از دست دادن عزت نفس بیشتر است. شخص وسواسی همیشه می‌تواند بگوید: “اگر وسواسی نبودم، خیلی کارها می‌توانستم انجام دهم.”