تمرین کشف اجتناب‌ها

برای کشف اجتناب‌ها، ساده‌ترین تمرین، شناخت و فهرست کردن ترس‌هاست. زیرا اساساً کار درباره‌ی هیجان، بیشتر و زودتر نتیجه می‌دهد تا با شناخت.

نحوه‌ی اجرای تمرین:

۱- کاغذی سفید بردارید و یک نقطه وسط آن کاغذ قرار دهید.

۲- این نقطه خودتان هستید، اسم خود را کنار آن بنویسید.

۳- ترس‌های خود را به طور ذهنی مرور کنید.

۴- به تعداد ترس‌هایی که دارید، دور این نقطه (خود) دایره بکشید.

۵- ترس‌هایتان را واضح کنید. یعنی در کنار هر دایره (ترس) یک فلش کشیده و سپس شکل ترس خود را بنویسید.

۶- سعی کنید تمام ترس‌هایتان را (چه کوچک و چه بزرگ) در اینجا بیاورید.

۷- اکنون ترس‌های خود را اولویت‌بندی کنید. یعنی آنها را بر حسب شدت و عمق واقعی یا کاذب بودن آنها طبقه‌بندی کنید و از بزرگ به کوچک بنویسید.

۸- در این مرحله، در کنار هر ترس، شکل اجتناب خود از آن ترس را بنویسید.

«به این ترتیب کلیه‌ی اجتناب‌های خود را خواهید شناخت.

آزمون اندازه گیرىِ بى‌نقص‌گرایى

نوع کامل طلبى- مثال نوعى- مثال خود

١) اخلاقى —–> اگر از هدفها و معیارهاى شخصى‌ام باز بمانم، نباید خود را ببخشم.

٢) عملکردى —–> براى اینکه ارزشمند باشم باید در همه کارهایم موفق گردم.

٣) شناختى —–> اشخاص هرگز مرا به عنوان یک انسان آسیب‌پذیر قبول نخواهند کرد.

۴) احساسى —–> باید همیشه بکوشم که شاد و خوشبخت باشم، احساساتِ منفى را کنترل نمایم و هرگز احساسِ نگرانى و افسردگى نکنم.

۵) رمانتیک —–> باید همسرِ کاملى پیدا کنم و همیشه والِه و شیداى او باشم.

۶) ارتباطى —–> زن و شوهر، هرگز با هم مشاجره نمى‌کنند و بر هم خشم
نمى‌گیرند.

٧) در وضع ظاهر —–> بى تناسب هستم، زیرا کمى اضافه وزن دارم، پاهایم چاق است، صورتم جوش دارد.

درمان نفس بیمار

– هر هوسی با وسواس همراه است.

– هر وسواسی با هوس همراه می‌باشد.

– اگر قوای نفسانی از حالت تعادل خارج شوند، فرد یا در وسواس می‌افتد یا در هوس.

– وسواس، تفریط نفس است و هوس، افراط در نفس.

– وسواس، سرکوب نفس است و هوس، تخلیه‌ی پر فشار و انفجاری نفس.

– تنها زمانی که قوای نفس در حالت تعادل باشند، فرد در حوزه‌ی میل به زندگی است و در عدل است، وگرنه در ستم می‌باشد، ستم به خود و ستم به دیگران.

– هر جا که نفس را از جاری شدن در حوزه‌ی میل بازداری، در آن قسمت دچار وسواس شده‌ای، لذا نیروی نفس پشت این وسواس جمع شده و به وسیله‌ی فشار تولید شده، از قسمت دیگری به صورت پر فشار و انفجاری خارج می‌گردد که هوس می‌باشد. لذا با نفس باید مدارا کرد، نه آن را رها گذاشت، نه آن را سرکوب کرد.

شناخت هوای نفس از نفس، کلید نجات می‌باشد.

تنها مسیر طاعت خداست که باعث متعادل نگاه داشتن قوای نفس می‌شود.  آن را از وسواس‌ها و هوس‌هایش باز می‌دارد و تو مجبور می‌شوی علیرغم خواسته‌ی نفست، خواست خدا را انجام دهی، که در این مسیر با ترسهایت مواجه شده، از آنها عبور می‌کنی، از خشم‌هایت چشم‌پوشی و از شهوت حرام خود را باز داری. به این ترتیب نفست روز به روز کامل‌تر می‌شود و از هوس‌ها و وسواس‌هایش کنده می‌شود، چرا که وسواس و‌ هوس، باعث چسبیده شدن نفس به موضوعاتی می‌شود که باعث خرج شدن نیروی آن در مسیر توقف و یا سقوط خواهد شد.

تعارض و دل

تعارض اصلی انسان، تعارض بین روح و نفس است. روح بدنبال ارزش و عزت است و نفس بدنبال میل و شهوت. برای عزت و ارزش باید روی هوای نفس پا بگذاری و سختی را بپذیری و عمل کنی و روح را ترجیح دهی و نفس را فقط در مسیری جاری کنی که عزت تو کم نشود. انسان سالم بدنبال ارزش است و انسان وسواسی و ناسالم بدنبال بی‌ارزش نشدن. جایی که نفس هست و جاریست می‌توانی با مخالفت یا به تعویق انداختن خواسته‌های آن قوی شوی و مسیر عزت را بروی و جایی که نفس سرکوب شده و جاری نیست، فرد با سرکوب نگه داشتن نفس خود، نمی‌خواهد با بی‌ارزشی‌اش مواجه شود، چون می‌داند که نفسش کوچک است و در ارتباط با نفس دیگر احساس حقارت و کم‌ارزشی خواهد کرد. اما دل کجاست؟ جایی که در وجود تو تعارض نیست، دل توست. در دل، نفس و روح با هم حرکت می‌کنند و روح مخالف حرکت نفس نیست و این دو حالت است، یا وقتی که نفس تحت سلطه‌ی روح است و در مسیر عزت روح، نفس جاری می‌شود و در این حالت روح به نفس، خورده نمی‌گیرد و هر دو با هم می‌روند و انسان در جریان خود جاری است و حالت دوم وقتی است که روح در مسیر هوای نفس قرار گرفته و دیگر اعتراض ندارد و خفت خود را حس نمی‌کند و تا جایی روح احساس ننگ نکند، تعارضی نیست و در این حال دل، آلوده است. اما جایی که روح با نفس درگیر است، دیگر دل نیست، در اینجا یا دل، گسترش می‌یابد یا دل، آلوده می‌شود. اگر روح برنده باشد و نفس در چنگال روح قرار گیرد، دل دوباره بزرگتر می‌شود و برعکس دل، آلوده می‌شود.

بنابراین:
روح و نفس در تعارض هستند —-> روح × نفس.
اگر روح غالب شود —-> دل بزرگ می‌شود و پاک.
اگر نفس غالب شود —-> دل، آلوده می‌شود.

انواع نفس

  •  افرادی که وقتی نفسشان را جاری می‌کنند، نفس اطرافیان را آزار می‌دهند و اگر بتوانند نفس آن‌ها را سرکوب می‌کنند (نفوس وسواس پرور).
  •  افرادی که وقتی نفسشان را جاری می‌کنند، نفس اطرافیان را به شوق می‌آورند و نشاط را در محیط افزایش می‌دهند و باعث جریان نفوس دیگر هم می‌شوند (نفوس جاری).
  •  افرادی که وقتی نفسشان را جاری می‌کنند، با نفوس دیگری که آماده‌ی اجرای وسوسه‌هایشان هستند، هم نفس می‌شوند و با هم نفسشان را به اجرا می‌گذارند (نفوس هوسران).
  •  افرادی که نمی‌توانند نفسشان را جاری کنند، چون سرکوب شده هستند (وسواسی).
  •  افرادی که نفسشان را در غیر از میل، جاری می‌کنند، مثلا در مال و موقعیت، مدرک و … (شخصیت وسواسی).