درمان نفس بیمار

– هر هوسی با وسواس همراه است.

– هر وسواسی با هوس همراه می‌باشد.

– اگر قوای نفسانی از حالت تعادل خارج شوند، فرد یا در وسواس می‌افتد یا در هوس.

– وسواس، تفریط نفس است و هوس، افراط در نفس.

– وسواس، سرکوب نفس است و هوس، تخلیه‌ی پر فشار و انفجاری نفس.

– تنها زمانی که قوای نفس در حالت تعادل باشند، فرد در حوزه‌ی میل به زندگی است و در عدل است، وگرنه در ستم می‌باشد، ستم به خود و ستم به دیگران.

– هر جا که نفس را از جاری شدن در حوزه‌ی میل بازداری، در آن قسمت دچار وسواس شده‌ای، لذا نیروی نفس پشت این وسواس جمع شده و به وسیله‌ی فشار تولید شده، از قسمت دیگری به صورت پر فشار و انفجاری خارج می‌گردد که هوس می‌باشد. لذا با نفس باید مدارا کرد، نه آن را رها گذاشت، نه آن را سرکوب کرد.

چهار روش برای رهایی بشر از شخصیت وسواسی

۱. لذت‌گرایی بجای تحمل رنج و لجن‌گرایی بی‌نقص‌گرایی
۲. تسلط‌گرایی بجای مسلط شدن وهمی به جزئیات
۳. نسبی‌گرایی بجای مطلق‌گرایی و انعطاف‌ناپذیری
۳. توصیه‌گرایی بجای شک و تأمل و تعلل و تأخیر و اضطرار

چهار نهی از بشر ساقط شده وسواسی تا زمانی که وسواس دارد

۱. هیچ وسواسی حق ندارد مشاغل دارای مسئولیت و تصمیم‌گیری را تصاحب کند.
همه وسواسی‌ها باید از موقعیت و منصب مهم عزل شوند همانگونه که این بلا بر سر وسوسه‌ای‌ها می‌آید.
۲. هیچ مادر وسواسی قبل از درمان حق بارداری ندارد زیرا فرد بیماری را به جمع بیماران جامعه خواهد افزود.
۳. باید از شخصیت‌های وسواسی در مسیر استعداد و تلاش پایان‌ ناپذیرشان استفاده کرد. آنها حق تصمیم‌گیری ندارند حتی اگر دانشمند یا نخبه باشند. آنها تنها باید نظریه پرداز باشند نه تصمیم‌گیرنده.
۴. هر سیاستمدار وسواسی باید از موقعیت قدرت به زیر کشیده شود. وسواسی از وسوسه‌ای در تصمیم‌گیری خطرناک‌تر است.

ذلت و حقارت وسواسی و سایر بشرها

چهار موضوع برای ذلت و حقارت در وسواسی‌ها و سایر انسانها وجود دارد:
۱. مربوط به افکار–> ذلت وسواس: احساس ناتوانی در برابر نشانگان وسواس.
۲. مربوط به طرحواره–> حقارت وهمی: احساس حقارت در برابر موضوع بیرونی.
۳. مربوط به هویت جنسی–> حقارت کارکردی: احساس حقارت و ناتوانی در برابر جنس مکمل.
۴. مربوط به هویت–> حقارت ساختاری: احساس حقارت در برابر جنس موافق.

چهار اعتراف اساسی فرزندان تربیت شده توسط والدین وسواسی و بی نقص گرا (روش کشتن انسانیت کودک)

١- آنها هرگز مرا تأیید نکرده‌اند.
٢- آنها هرگز احساس گناه مرا حس نکرده‌اند.
٣- آنها هرگز پشتیبان، حامی و حمایت کننده واقعی من نبوده‌اند.
۴- آنها هرگز رابطه‌ای صمیمی با من نداشته‌اند.

چهار گیر در شخصیت فرد وسواسی که انسان نیست

۱. تعلل
۲. تردید
۳. تأمّل
۴. تأخیر
این ویژگی‌های ضعیف کننده از تأمل ساده شروع، تا تردید ذهنی شخصیت وسواسی تداوم و تا تعلل ذهنی – زندگی و تأخیر عملی وسواسی ادامه دارد.
هرچه به سمت تأخیر می‌رویم انسانیت انسان کاملاً رنگ می‌بازد. باید مراقب بود که انسانیت انسان که هدیه اللّه است با خطر فوق تخریب نشود.