چه مواقعی اطمینان‌گیری‌های کاذب شکل می‌گیرد؟!

۱- مواقعی که نمی‌توانیم کامل بترسیم.

۲- زمانی که قدرت تحمل موضوعی را نداریم. مثلاً نمی‌خواهیم بپذیریم که ضعف داریم و آن را انکار می‌کنیم.

۳- زمانی که قدرت تصور مشکلمان را نداریم. مثلاً نمی‌خواهیم قبول کنیم که همسرمان را دوست نداریم و کاری می‌کنیم که با این مسئله مواجه نشویم و خودمان را توجیه می‌کنیم و می‌گوییم «زن مسلمان و یا مرد مسلمان باید مؤمن باشد و به انحراف کشیده نشود»، «مبادا به کسی نگاه کنی»! (اجتناب)
بله زن و مرد مسلمان باید متعهد و مؤمن باشد، ولی بعد از پذیرش مشکلات، نه برای ندیدن آنها.

۴- زمانی که ما به خودمان اعتماد نداریم.
وقتی به خودمان اعتماد نداریم، به هیچ چیز نمی‌توانیم اعتماد کنیم و برای رهایی از بی‌اعتمادی و درد تنهایی و بدبینی، اطمینان‌هایی می‌سازیم که ارتباطمان را با اطراف آسان کند. مثلاً وقتی در موقعیتی قرار می‌گیریم که نیاز پیدا می‌کنیم خود را به دست کسی یا چیزی بسپاریم از کامل بودن و بی‌نقص بودن طرف مقابل اطمینان‌گیری می‌کنیم. خوب می‌دانیم که هیچ‌کس بی‌عیب و نقص نیست و کسی هم که به خود اعتماد ندارد نمی‌تواند به کسی اعتماد کند، ولی آن شخص را کامل می‌پنداریم و با بی‌نقص پنداشتن او، نقص خود را می‌پوشانیم.

۵- زمانی که احساس ضعف می‌کنیم.
وقتی حس می‌کنیم که قدرت رویارویی با مسئله‌ای را نداریم، بطور غیر مستقیم نسبت به آن مسئله حساسیت‌زدایی می‌کنیم و ترس و اضطراب را با اجتناب خنثی می‌کنیم.

۶- زمانی که مطمئن هستیم که مطمئن نیستیم. در نبودن ایمان همیشه اطمینان شکل می‌گیرد و زمانی که اطمینان حذف می‌شود و همه چیز واضح است، ایمان شروع می‌شود.

۷- زمانی که از خودمان اجتناب می‌کنیم.
اجتناب از خود سبب ایجاد انواع اطمینان‌های کاذب می‌شود. سخت‌ترین و اساسی‌ترین مواجهه، مواجهه با خود است. از هر طرف که به مواجهه چنگ بزنید، آخر به مواجهه با خود می‌رسید. مواجهه، چه در درمان و چه در جریان زندگی، فرد را با خودش گره می‌زند. از وسواسی گرفته که در دست‌شویی با نجاست مواجه می‌شود، تا فردی که به دلایل و اهداف معنوی و عرفانی‌اش از خود حساب می‌کشد، هر لحظه در مواجهه با خود هستند.

دیدگاهتان را بنویسید