تعارض و دل

تعارض اصلی انسان، تعارض بین روح و نفس است. روح بدنبال ارزش و عزت است و نفس بدنبال میل و شهوت. برای عزت و ارزش باید روی هوای نفس پا بگذاری و سختی را بپذیری و عمل کنی و روح را ترجیح دهی و نفس را فقط در مسیری جاری کنی که عزت تو کم نشود. انسان سالم بدنبال ارزش است و انسان وسواسی و ناسالم بدنبال بی‌ارزش نشدن. جایی که نفس هست و جاریست می‌توانی با مخالفت یا به تعویق انداختن خواسته‌های آن قوی شوی و مسیر عزت را بروی و جایی که نفس سرکوب شده و جاری نیست، فرد با سرکوب نگه داشتن نفس خود، نمی‌خواهد با بی‌ارزشی‌اش مواجه شود، چون می‌داند که نفسش کوچک است و در ارتباط با نفس دیگر احساس حقارت و کم‌ارزشی خواهد کرد. اما دل کجاست؟ جایی که در وجود تو تعارض نیست، دل توست. در دل، نفس و روح با هم حرکت می‌کنند و روح مخالف حرکت نفس نیست و این دو حالت است، یا وقتی که نفس تحت سلطه‌ی روح است و در مسیر عزت روح، نفس جاری می‌شود و در این حالت روح به نفس، خورده نمی‌گیرد و هر دو با هم می‌روند و انسان در جریان خود جاری است و حالت دوم وقتی است که روح در مسیر هوای نفس قرار گرفته و دیگر اعتراض ندارد و خفت خود را حس نمی‌کند و تا جایی روح احساس ننگ نکند، تعارضی نیست و در این حال دل، آلوده است. اما جایی که روح با نفس درگیر است، دیگر دل نیست، در اینجا یا دل، گسترش می‌یابد یا دل، آلوده می‌شود. اگر روح برنده باشد و نفس در چنگال روح قرار گیرد، دل دوباره بزرگتر می‌شود و برعکس دل، آلوده می‌شود.

بنابراین:
روح و نفس در تعارض هستند —-> روح × نفس.
اگر روح غالب شود —-> دل بزرگ می‌شود و پاک.
اگر نفس غالب شود —-> دل، آلوده می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید